جدایی و سوگ
جدایی و سوگ
تاریخ درج: 1395/12/18

جدایی نوعی از تغییر است. تغییری که به همراه ازدست دادن ایجاد می شود و از دست دادن، مراحل قابل پیش بینی "سوگ" را ایجاد می کند.

سوگواری 5 مرحله را در بر دارد:


1ـ انکار: ناتوانی برای مواجهه با حقیقت جدایی، احساس بی حسی می کنید. هنوز براتون حقیقتی بنظر نمیاد. فکر می کنید بهتره در رختخواب بمونید. جایی نروید اگر از خانه نشید اتفاق بدی نمی افتد. گمان می کنید اگر در موردش صحبت نکنید هم می تونید ازپس اون بربیایید و فکر می کنید با صحبت نکردن درباره اش حالتون کم کم بهتر خواهد شد. اما چیزی که حواسمون بهش نیست اینه که جدایی ادامه داره... انکار فرآیندی است که رخ داده و نهایتا در جایی توقف می کند و شما محبور به رو به رو شدن با واقعیت جدایی هستید.


2ـ خشم: در این مرحله شما به فکر دلایل جدایی تان می افتید، آن ها را بررسی می کنید و متوجه آن ها می شوید.

ناباوری، تنهایی، خیانت، افزایش مسئولیت و تمام احساس هایی که از خود می پرسد چرا ؟ چرا برای من اتفاق افتاد؟ چرا اباید بچه ها بدون ما بزرگ شوند؟ چرا باید از پسش بربیایم؟ چرا تنها شدم؟ چرا رویامون تموم شد؟ چرا باید بدون تو باشم؟....تمام احساسات منفی که متوجه آن می شوید و احساس می کنید شما باعث آن شدید یا طرف مقابلتان باعث این جدایی شده. سرزنش خود یا طرف مقابل در این مرحله زیاد می-شود.


3ـ چانه زنی: تمام تلاش خود را می کنید تا با طرف مقابلتان وارد صحبت و گفت و گو شوید. زمین و زمان را صدا می زنید، دوستان مشترک، خانواده، خداوند! و هر کسی که ممکن باشد می یابید یا حتی مشاوره را انتخاب می کنید و می خواهید برای جدا نشدن شما و یا برگشت شما چاره ای بیندیشند. پیشنهاد می کنید که از این به بعد از بچه ها بیشتر مراقبت می کنم، یا در برابر خواسته های تو دقیقتر می شوم. پیشنهاد می دهید که کمتر کار کنیم، به هم بیشتر توجه کنیم اما همانطور که شاید دیده باشید، این پیشنهادات و مذاکرات جواب نخواهند داد، ممکنه خیلی دیر شده باشد، اعتماد ازبین رفته باشد...گاهی هم ممکن است هر دو طرف دراین مرحله زحمت زیادی بکشند و برای زنده کردن رابطه تلاش کنند و موفق بشوند ولی اگر وارد این مر حله نشوند و یا تلاشی که می کنند به شکست منتهی شود، وارد مرحله بعدی می شوند.


4ـ غمگینی: در واقع تجربه احساس غم عمیق و گاها همراه با میزانی از خشم. در پی تجربه خشم و غم و استرس واکنش های منفی حسی و تنی را تجربه خواهید کرد و ممکن است احساس کنید دیگه کاری از دستتون برنمیاد و اتفاقی نمی تونه حالتون رو بهتر کنه و جلوی این اتفاقی که به نظرتون وحشتناک میاد رو بگیره. نا امید هستید، تحت فشار هستید و احساس شکست و رها شدگی می کنید....

ممکنه دچار افسردگی بشید، نیاز به راه هایی برای بهبود سلامت روان خود دارید. مراقبت از خودتون خیلی مهم هست و باید اطرافتان را با حمایت کنندگان مثبت پر کنید.


5ـ پذیرش: پذیرش مرحله ی آخر است. کنار اومدن با جدایی ... پذیرش اتفاقی که روی داده... پذیرش خودتون به عنوان یک فرد مستقل، مجزا و مجرد. روی زندگی جدیدتان تمرکز کنید. چه جدایی تصمیم شما بوده باشد و چه از رویداد آن دلخور شده باشید حقیقتی است که الان حضور دارد. اگر آن را خواسته بودید یا حتی مجبور به آن شده باشید در هر صورت، شما حق زندگی کردن دارید. زندگی!

سبک زندگی جدید، فصل جدیدی از زندگی را شروع کنید. خواسته هایی که در رابطه قبلی شما کمرنگ بودند و شما خواهان آنها هستید را خلق کنید، به خودتان توجه کنید، برای فرزندتان وقت بگذارید، دوستانتان را ببینید، به تفریح و ورزش بپردازید. حتی اگر نیاز داشتید فرد سابق را ببینید و صحبت های ناتمام را تمام کنید. (همیشه لزومی به دیدار مجدد نیست.)

شما با پذیرش ساختار جدید زندگیتان احساس بهتری می کنید، ظاهرتان را مرتب می کنید و به جای گذشته در اکنون زندگی می کنید و قدم هایی محکم و ارزشمند برای آینده تون برخواهید داشت.

این 5 مرحله عموما در تمامی روابطی که منجر به شکست یا ناکامی یا بی فرجامی می شوند دیده می شود، اما این به آن معنا نیست که برای همه افراد رخ می دهد، یا ترتیب خاصی را پیروی خواهد کرد. همه افراد وارد تمام این مراحل نخواهند شد، گاهی بین این مراحل افراد بالا و پایین می شوند، عقب و جلو می روند، یک حس یا مرحله را کمتر یا بیشتر تجربه می کنند.

چیزی که خیلی مهم است اینه که مراقب خودتان باشید و در این زمان با افراد حمایتگر در ارتباط باشید. حمایتگرانی چون خانواده، دوستان و یا متخصصان حوزه سلامت روان... افرادی که به شما گوش کنند و یاری گرتان باشند.


نویسنده: سپیده رحمت

کارشناس ارشد روانشناسی، روان درمانگر